سرطان خودکشی تحقیقات اخبار حوادث

سرطان: خودکشی تحقیقات اخبار حوادث

گت بلاگز اخبار حوادث زندگی عجیب قاتل ایرانی که در افغانستان به عنوان تروریست ماهها شکنجه شد

جوانی که بعد از قتل به افغانستان فرار کرده بود، مدعی شد به مدت چند ماه به‌عنوان تروریست در زندان‌های این کشور در انفرادی بوده و بازجویی ‌‌شده است.

زندگی عجیب قاتل ایرانی که در افغانستان به عنوان تروریست ماهها شکنجه شد

عبارات مهم : ماشین

جوانی که بعد از قتل به افغانستان فرار کرده بود، مدعی شد به مدت چند ماه به عنوان تروریست در زندان های این کشور در انفرادی بوده و بازجویی شده است است.

شرق نوشت:متهم که مرد جوانی را برابر یک پارکینگ به قتل رسانده است بعد از قتل متواری شده است و به پیشنهاد کارگرش که مردی افغانستانی بوده ، به افغانستان فرار کرده هست. متهم که در افغانستان سرگذشت عجیبی داشته ، از طریق پلیس بین الملل شناسایی شده است و با گذشت حدود یک سال از وقوع قتل به تازگی به کشور انتقال یافته هست، روز گذشته جهت ادامه تحقیقات به دادسرای جنایی پایتخت کشور عزیزمان ایران انتقال یافت و مورد تحقیق قرار گرفت. او در حاشیه جلسه بازجویی به سؤالات خبرنگار ما پاسخ داد.

قبل از ارتکاب قتل شغلت چه بود؟

زندگی عجیب قاتل ایرانی که در افغانستان به عنوان تروریست ماهها شکنجه شد

نمایشگاه ماشین داشتم.

چه شد که مرتکب قتل شدی؟

یک بی ام و صفر خریده بودم و چون قبلا هم این کار را کرده و آن را در خیابان گذاشته بودم و یک نفر روی آن خط کشیده بود، تصمیم گرفتم این بار خودروی جدیدم را در یک پارکینگ عمومی بگذارم. شب اتفاق با یکی از دوستانم که ماشین ٢٠٦ داشت، به پارکینگ رفتیم تا به ماشین من سر بزنیم. هنگامی که داشتیم از پارکینگ بیرون می آمدیم یک راننده با خودروی ال ٩٠ روبه روی پارکینگ پارک کرده بود و هنگامی که از او خواستم کنار برود، قلدربازی درآورد.

جوانی که بعد از قتل به افغانستان فرار کرده بود، مدعی شد به مدت چند ماه به‌عنوان تروریست در زندان‌های این کشور در انفرادی بوده و بازجویی ‌‌شده است.

به او گفتم به خط روی پیشانی ات نناز، من آن موقع دماغم را تازه عمل کرده بودم و فکر کرد من فرزند سوسول هستم. بعد از ماشین پیاده شد و من هم پیاده شدم. راننده ال٩٠ یک چاقو دستش بود و با هم درگیر شدیم. او یک خط روی صورتم انداخت و صورتم غرق خون شد. در ادامه درگیری من توانستم چاقو را از دست او بگیرم و قصد داشتم سوار ماشین دوستم شوم که دوستم به من گفت او یک چاقوی دیگر دارد و قصد دارد از پشت به من حمله کند، من فوری برگشتم و در لحظه ای که او به من رسید، پایم به لبه جدول گیر کرد و با او روی زمین افتادم، هنگامی که بلند شدم دیدم چاقویی که دست من بوده، در شکم او فرو رفته است.

بعد از آن چه کردی؟

به یکی از شهرستان های اطراف پایتخت کشور عزیزمان ایران رفتم، آنجا یکی از اقواممان مطب دارد و قرار شد صبح به مطب برویم تا صورتم را بخیه کند.

زندگی عجیب قاتل ایرانی که در افغانستان به عنوان تروریست ماهها شکنجه شد

چه شد که به افغانستان فرار کردی؟

پس از ماجرای درگیری دائم حال آن پسر را می پرسیدم؛ اوایل به من گفتند که خطر برطرف شده است و حالش خوب است و صحبت می کند، ولی شب اول تمام نشده بود که به من گفتند او در بیمارستان مرده است و آن موقع بود که اوضاع به هم ریخت. ما یک کارگر افغانستانی داشتیم که هنگامی که ماجرا را فهمید به من پیشنهاد داد به افغانستان فرار کنم. او به من گفت چطور از طریق مرز قاچاقی به ولایت «نیمروز» افغانستان بروم من هم گفته های او را مو به مو اجرا کردم و به افغانستان رفتم.

توصیه های مرد افغانستانی به تو چه بود؟

جوانی که بعد از قتل به افغانستان فرار کرده بود، مدعی شد به مدت چند ماه به‌عنوان تروریست در زندان‌های این کشور در انفرادی بوده و بازجویی ‌‌شده است.

او به من گفت از کدام قسمت مرز رد شوم و گفت از سیم خاردار اول که رد شوم، آنجا افغانستان نیست؛ باید یک سری سیم خاردار دیگر را هم رد کنم و آن موقع است که وارد افغانستان شده است ام.

آیا در این سفر اتفاق خاصی برایت افتاد؟

وقتی قصد ورود به افغانستان را داشتم به من تیراندازی کردند ولی من جان سالم به در بردم.

زندگی عجیب قاتل ایرانی که در افغانستان به عنوان تروریست ماهها شکنجه شد

در افغانستان چطور دستگیر شدی؟

اوضاع آنجا خیلی سخت بود؛ خودم را به پاسگاه پلیس که آنجا بود معرفی کردم، ولی آنها فکر کردند من یک تروریست ایرانی هستم که قصد منفجرکردن یک سد را دارم که آنها ساخته بودند. به همین علت من را مورد بازجویی های شدید قرار دادند، در سلول انفرادی بودم و زمستان سردی بود، سه ماه در انفرادی بودم و با شلنگ زیر من آب می ریختند. حتی هنگامی که که فهمیدند من خرابکار و تروریست نیستم، هنوز این شیوه برخورد با من را متوقف نکردند و در نهایت من را به پلیس اینترپل تحویل دادند.

آن روزها چطور گذشت؟

همین قدر برایتان بگویم من زمانی که فرار کردم ١٢٠ کیلو بودم و الان ٨٠ کیلو هستم. فکر می کنم متوجه شدید که چقدر به من سخت گذشته است.

واژه های کلیدی: ماشین | ایرانی | تروریست | پارکینگ | افغانستان | افغانستان | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs